ماجرای قالی شیخ صفی و سر درآوردنش از موزه ویکتوریا و آلبرت

ماجرای قالی شیخ صفی و سر درآوردنش از موزه ویکتوریا و آلبرت

پیشتر از این نورهای متمرکز بر روی فرش شیخ صفی در هر ساعت، ۲۵ دقیقه روشن می‌شدند و امکان دیدن آن را فراهم می‌کردند که از چندی پیش، با نظر کارشناسان رنگ و بافت، این زمان به ده دقیقه کاهش یافته و اینک بازدیدکنندگان موزه تنها با تنظیم دقیق وقت خود می‌توانند این شاهکار جهانی را ببینند.

اما قالی شیخ صفی که در جهان با نام “فرش اردبیل” شهرت یافته، قصه درازی تا رسیدن به سالن گالری “جمیل” در موزه ویکتوریا و آلبرت دارد. آنچنانکه در پایگاه این موزه آمده، این قالی در ابتدای بافته شدنش به دستان هنرمند استاد مقصود کاشانی جفتی هم داشته که کاملا همسان و همشکل آن بوده و این دو طی یک روند ۱۶ ساله بافته شده بودند. استاد مقصود کاشانی در طراحی و نقشبندی این فرش‌ها نهایت خلاقیت و بدعت را به‌کار زده بود و درنهایت به شاهکاری رسیده بود که در همان زمان هم چشم‌ها را خیره می‌کرد و تحسین هر بیننده را برمی‌انگیخت.

طول این جفت فرش‌ها ۱۱متر و ۵۲ سانتی‌متر و عرض آنها ۵ و ۳۴ سانتی‌متر بوده و استاد مقصود در ساخت هرکدام ۳۳ میلیون گره فارسی زده بود. روی این فرش‌ها بیت “جز آستان توام در جهان پناهی نیست. سر مرا بجز این در، حواله گاهی نیست” نقش بسته و مقصود کاشانی امضای خود را هم با ذکر “بنده” پای این اثر بی‌نظیر خود گذاشته بود. و البته آنچه مهمتر از همه بوده، درج سال اتمام این کار به “سنه ۹۴۶ قمری” است که حوالی سال ۹۱۸ شمسی و دهه چهارم قرن ۱۶ میلادی را نشان می‌دهد. این قالی‌ها احتمالا به‌دستور شاه تهماسب اول بافته شدند و به‌محض اتمام کارشان در سال سیزدهم زمامداری او در کف تالار قندیل‌خانه حرم شیخ صفی‌الدین اردبیلی گسترده شدند.

در گذر زمانه چیزی از ارزش و مقدار این شاهکارهای ابریشمی کم نشد و دوجهانگرد انگلیسی هم که در سال ۱۸۴۳ از مقبره شیخ صفی‌الدین دیدن کرده بودند، در خاطراتشان با شگفتی و خیرگی از زیبایی جادویی این دو فرش می‌نویسند.

حدودا از همین سال‌هاست که سفر طولانی و قصه پر فراز و نشیب این دو قالی استثنایی آغاز می‌شود. در حدود سی سال پس از این خاطره و مدرک مکتوب، زلزله شدیدی بخشی از طاق را روی قالی‌ها ریخته و به آنها آسیب می‌زند. متولیان حرم در جستجوی راهی برای فراهم کردن هزینه‌های بازسازی، به‌دامان شرکت انگلیسی “زیگلر و شرکا” می‌افتند که در آن زمان دستی در کار تجارت فرش داشت و مرکز آن در منچستر بود. زیگلر فرش‌ها را به ۸۰ تومان خرید و در اندک زمانی از ایران خارج کرد و در این سو متولیان مقبره هم یا اقدام برای بازسازی و پوشاندن طاق قندیل‌خانه، نقش قدیمی آن را هم از بین بردند.

“زیگلر و شرکا” فرش‌ها را به‌ سرعت به انگلستان منتقل کرد و آن رابه‌دست مرمت‌گران صبوری سپرد که در روندی آرام و مطمئن، هردوی فرش‌ها را بازسازی و بازیابی کردند. صد البته در این میانه مشکلی بروز کرد: از کارگاه مرمت دو فرش بیرون آمد که دیگر جفت و همسان نبودند. از حاشیه یکی برای مرمت دیگری استفاده شده بود و نتیجه این فرآیند، تولد دوباره یک فرش کامل و یک فرش بدون حاشیه بود. والبته که این فرش‌ها با همین شرایط هم خواهان فراوان داشتند و چندین دست چرخیدند تا اینکه شرکت “وینسنت رابینسون و شرکا” در سال ۱۸۹۲ فرش بزرگتر را به حراج گذاشت. ویلیام موریس کارشناس و نویسنده معروف (که در ایران هم آثار ادبی‌اش شناخته شده است) در این زمان فرش را دید و آن را “شگفت آور و بی‌نظیر” توصیف کرد و مسئولان موزه ویکتوریا و آلبرت را به خریدش واداشت.

منابع مالی جمع‌آوری شد و موزه ویکتوریا و آلبرت پس از کشاکش فراوان بالاخره در سال ۱۸۹۳ قالی بزرگتر را به ارزش ۲۰۰۰ پوند استرلینگ خرید و آن را به دیوارهای گالری‌های خود آویخت. نقش‌های حیرت‌انگیز و بی‌مانند این قالی از همان زمان الهام بخش بسیاری از هنرمندان اروپایی بوده و رد پای کپی‌های این قالی تا اتاق کار هیتلر هم رسیده بود.

اما سرنوشت قالی کوچک تا سال‌ها نامعلوم باقی ماند تا اینکه در سال ۱۹۵۳ بالاخره این قالی دوم هم سر از دهلیزهای یک خانواده مجموعه‌دار ناشناس درآورد که آن را به موزه لوس آنجلس کانتی اهدا کردند. موزه ویکتوریا و آلبرت در سال‌های انتهایی قرن گذشته قالی شیخ صفی را از دیوار پایین آورد و در سال ۲۰۰۶ یک حفاظ و قاب ویژه برای آن ساخته شد تا ضمن حفظ از آسیب‌های احتمالی، امکان بازبینی مفید و صحیح آن وجود داشته باشد.

نورهایی که برای روشن کردن این قالی طراحی شده، از جنس هالوژن‌های مخصوص گالری‌های هنری هستند اما با این وجود هم، کارشناسان رنگ چنین تشخیص داده‌اند که زمان روشنایی ۲۵ دقیقه‌ای برای قالی با این عمر طولانی مخرب است و ممکن است به آن آسیب بزند. موزه ویکتوریا و آلبرت هم به این بهانه و ضمن برپایی مراسم ویژه‌ای، کاهش دادن زمان نوردهی این فرش را رسما اعلام کرده و بار دیگر مروری بر قصه و سفر دور و دراز قالی صفی‌الدین اردبیلی از بقعه او تا کنزینگتون لندن داشت.

 

پاسخی بگذارید